در شب تاریک مان جایی برای ماه نیست حرف بسیار است اما روی لب جز آه نیست مثل بیماری که دکترها جوابش کرده اند می شمارم لحظه هایی را که روبه راه نیست حیفِ دیروزی که با امّید فرداها گذشت غیرِ غم چیزی برایم بی گمان در راه نیست زندگی زنده به گورم کرده وقتی عشق نیست مثل اینکه بیستون در شهر کرمانشاه نیست امپراطوری فرو می پاشد از هم عاقبت توی اقلیمی که در دربار و کاخش شاه نیست دختران شهر از زیبایی خود دلخورند چونکه مردی با دل مردانه خاطرخواه نیست گشته ام بیخود نگرد زندگی زنده به گورم کرده وقتی عشق نیست
...اگر در قلبِ تو جا داشتم
تو روی تک تک سلول هایم حک شده ای
کرده ,راه ,زنده ,عشق ,شهر ,گورم ,عشق نیست ,نیست مثل ,راه نیست ,وقتی عشق ,زنده به
درباره این سایت